banner primary.ir

برهان وجوب و امکان

یکی از روشن ترین و استوارترین براهین عقلی اثبات وجود خدا، برهان وجوب و امکان است که گاهی به آن برهان جهان شناختی می گویند. به گفته برخی از ناقدان این برهان، فهرستی از نام بعضی از مدافعان و مخالفان برهان وجوب و امکان، نمایانگر اهمیت آن در تاریخ آراء و اندیشه های کلامی و فلسفی و مقاومت فوق العاده آن در برابر انتقاد است. از مدافعان آن در میان غربیان، توماس آکوئیناس، دکارت، لایب نیتس و جان لاک و از مخالفان آن هیوم، کانت و جان استوارت میل را می توان نام برد. این برهان در میان فلاسفه غرب و اسلامی به صورتهای مختلف تقریر شده است و ما در این جا به تقریر ابن سینا که از او به عنوان مبتکر این برهان یاد می شود، بسنده می کنیم.

تقریر برهان امکان

شیخ این برهان را بر پایه مقدمات چهارگانه زیر تقریر نموده است:

1- قبول اصل هستی، چنانکه می گوید: « در وجود و هستی عینی تردیدی نیست ». قبول این اصل اولین گامی است که انسان را از ورطه شک و سفسطه، نجات داده و به وادی فلسفه و حقیقت گرایی، رهنمون می شود.

2- تقسیم عقلی هستی به واجب و ممکن، چنانکه گفته است: « هر موجودی اگر صرفا به ذات او نظر شود و به چیز دیگری جز او توجه نشود، یا به گونه ای است که هستی برای او واجب است، یا واجب نیست. صورت نخست، همان واجب الوجود بالذات است که قائم به ذات خود می باشد، و اگر وجود داشتن برای او ضرورت نداشته باشد، تحقق داشتن قطعا ممتنع نخواهد بود، بلکه، به اعتبار ذات خود، نه واجب الوجود است و نه ممتنع الوجود و این همان امکان ذاتی است.

3- قبول اصل علیت، یعنی نیازمندی وجود ممکن به علت، چنانکه گفته است: « آنچه به لحاظ ذات خود ممکن الوجود است - نسبت به وجود و عدم حالت یکسان دارد - به خودی خود موجود نمی شود، زیرا وجود یافتن به خودی خود، بر معدوم بودنش رجحان ندارد، پس اگر یکی از دو طرف وجود یا عدم بر دیگری رجحان پیدا کند، به خاطر حضور یا غیبت چیزی است، پس وجود هر ممکنی از جانب غیر خود او سر چشمه می گیرد ».

4- بطلان تسلسل در سلسه علیت، چنانکه گفته است: « موجودی که پدید آورنده موجود ممکن است از دو حالت بیرون نیست، یا واجب الوجود بالذات است و یا ممکن الوجود بالذات. در صورت دوم، نیازمند موجود دیگری است و اگر این امر تا بی نهایت ادامه یابد، هر یک از آحاد این سلسله غیر متناهی، ممکن بالذات می باشد و واقعیت مجموع سلسله، نیز وابسته به آحاد آن است. بنابراین واقعیت مجموع سلسله، ممکن بالذات است و به واسطه موجودی غیر آن سلسله، وجوب وجود می یابد و لباس هستی می پوشد و هرگز نمی تواند از ناحیه خود تحقق یابد ».

استحکام و روشنی این برهان، محقق طوسی را بر آن داشته که در کتاب مشهور کلامی خود « تجرید العقائد » در مقام اثبات صانع تنها به ذکر آن اکتفا نماید: « اگر موجود واجب الوجود بالذات است، مطلوب ثابت است و گرنه - در صورتی که ممکن الوجود بالذات نباشد - مستلزم واجب الوجود بالذات است، زیرا دور و تسلسل در باب علیت محال است ». علامه حلی نیز در کتاب « نهج المسترشدین » به تقریر این برهان بر اثبات وجود صانع عالم بسنده کرده است. به هر حال، در این برهان از طریق مطالعه حالات و صفاتی مانند حرکت یا حدوث موجودات، بر اثبات واجب الوجود بالذات استدلال نشده است، بلکه صرفا به تحلیل عقلی هستی پرداخته و با تقسیم آن به واجب و ممکن و با استناد به امتناع دور و تسلسل در باب علیت، وجود واجب بالذات اثبات شده است؛ بدین جهت ملاصدرا پس از نقل کلام شیخ، در مورد ویژگی این برهان که از طریق وجود مخلوق و خواص آن بر وجود واجب الوجود - برهان نظم - استدلال نشده، گفته است: « حتی اگر حکمای الهی وجود عالم محسوس را هم مشاهده نکرده بودند، اعتقاد آنان در مورد وجود خداوند و صفات و کلیات افعال او غیر از اعتقادی که هم اکنون دارند، نبود ». { ملاصدرا، شرح الهدایة الاثیریة، ص 283 }

مدخل مسائل جدید در علم کلام - آیة الله جعفر سبحانی